دوستای خوبم سلام
بازم تاخیر و غیبت...........من و سهیل ۱۶ روز مهمون خونه ی مادر شوهر بودیم البته اول قرار بود
۱ هفته باشه ولی هوای سرد و بسته شدن جاده ها سفرمون رو به ۱۶ روز رسوند. پسر گلم
توی این مدت کلی کارای جدید یاد گرفته.........هر دو تا دندونای پایینش دراومدن و ۲ تا دندون
بالاییش هم در آستانه ی دراومدنه طفلکی خیلی داره اذیت میشه.........به خاطر این دندوناش
حسابی بی خواب شده و معمولا صبح که از خواب پا میشه تا آخر شب نمی تونه چشم رو هم
بذاره ٬ منم که باید همش جلوی چشمش باشم و باهاش بازی کنم . توی مدتی که پیش مادر
شوهرم بودیم به شدت بغلی شده بود و شبا هم خیلی دیر می خوابید.....وقتی دور و برش شلوغ
باشه دوست داره بیدار بمونه چشماش پر از خواب هم که باشه ولی به زور بازشون نگه میداره که
فقط پیش بقیه باشه(از بس بچم اجتماعیه)خودم اصلا دوست ندارم که تا دیر وقت بیدار بمونه ولی از
بس طفلکی رو این ور و اون ور کردیم که خودشم قاطی کرده!!!!!
عزیز دلم وقتی تنهاست برای جلب توجه پتوش رو روی سرش میکشه و شروع میکنه به ناله
کردن که همش الکیه!!!! اوایل فکر می کردم که نمی تونه پتو رو از رو سرش بزنه کنار بدو بدو
می اومدم و پتو رو از رو سرش بر میداشتم وروجک تا منو میدید میزد زیر خنده ولی یه مدتیه که
دیگه فهمیدم کلک میزنه و دیگه سراغش نمیرم تا خودش پتو رو بزنه کنار ٬ الان دیگه
فهمیده هناش رنگ نداره الکی شروع می کنه به سرفه کردن و مرتب پشت سر هم سرفه می
کنه که یعنی یه چیزی پریده تو گلوم ٬که ما بلندش کنیم.............!!!!! خیلی مو رو دوست داره هر
وقت که باهاش بازی می کنم موهام رو دو دستی می گیره و میذاره توی دهنش و گاهی وقتا روی
صورتش می کشه و خودش رو با موهام ناز می کنه . اصلا دوست نداره که بازیهایی که باهاش
می کنیم تکراری باشه مرتب باید بازیهام رو باهاش عوض کنم............باباش رو خیلی دوست
داره ولی متاسفانه باباش خیلی وقت نداره که باهاش بازی کنه و من باید عوض باباییش هم
باهاش بازی کنم.........
عاشق سفره و غذاست.تا سفره پهن میشه پسرکم شروع می کنه به دست و پا زدن و
خواهش کردن که بهش غذا بدیم تا حالا مقاومت کردم که چیزی بهش ندم ولی مادر شوهرم
خیلی اصرار داشت که غذا دادن بهش رو شروع کنم ولی ندادم...........میخوام ۶ ماهش که
تموم شد شروع کنم..........چند بار هم که خیلی بهونه می گرفت شیر خودم رو توی کاسه
ریختم و با قاشق بهش دادم طفلکی کلی ذوق کرد ٬ چند بار هم توی لیوان بهش شیرش رو
دادم خیلی کیف می کنه.......
پسرکم خیلی زود با همه دوست میشه و شروع می کنه به لبخند زدن..............اصلا دل کسی
رو نمیشکنه ٬ بغل همه میره و با همه بازی می کنه.
جدیدا وقتی بهش میگم دستات کو سریع دستاش و میاره بالا ٬ وقتی هم بخواد بغلش کنیم یا کمرش
رو میده بالا یا دست و پاهاش رو صاف می کنه و میاره به سمت بالا. اگه چیزی هم روی پاهاش باشه
پاهاش رو میاره به سمت دستش که دستش بهش برسه. با کتابا و عروسکاش هم خیلی خوب حرف
میزنه و خیلی دوسشون داره مخصوصا جوجه اردکش رو با صدای جیک جیک...............
عاشق نقشای ریز رو لباس و فرشه............وقتی دمر روی فرش میذارمش شروع می کنه به حرف
زدن یا وقتی لباس طرحدار تنم باشه موقع شیر خوردن فقط لباسم رو نگه می کنه کلا طرحهای ریز رو
دوست داره همه میگن مینیاتوریست میشه!!!!
**************************
از فردا باید کارم رو شروع کنم خیلی تلاش کردم که سر کار نرم ولی همه میگن ۴ ماه که چیزی
نیست امسال رو برو ولی سال دیگه مرخصی بگیر............کلی هم نگران سهیلم.........قراره
براش پرستار بگیرم ولی تا حالا موفق به پیدا کردن یه پرستار خوب و مطمئن نشدم!!!!مشکل
غذا خوردنش هم حسابی کلافم کرده ٬ به شیر خشک عادت نداره و هنوز هم کمک غذا رو
براش شروع نکردم نمی دونم چیکار باید بکنم؟؟!!!
*************************************
توی مدتی که نبودم اصلا فرصت نکردم که به اینترنت وصل بشم امروز وقتی کامنتاتون رو دیدم کلی
شرمنده شدم سعی کردم به همه سر بزنم ولی فرصت کامنت گذاشتن رو ندارم...........واقعا شرمندم
حتما جبران می کنم الان هم باید برم کلی کار دارم که باید انجامشون بدم