........
چند وقت پیش وقتی برای تحویل گرفتن پسرکم به مهدشون رفتم مربی زبانشون یه برگه دستم داد و کلی هم گله کرد که چرا اصلا برای امتحان پایان ترم با پسرک کار نکردم!! بعد اینکه فهمیدم برگه ی تو دستم در واقع مربوط میشه به امتحانش کنجکاو شدم که اولین نمره ی ورووجک رو ببینم !!!! کلی با دیدن نمره خندم گرفت اما برای احفظ آبرو خودم رو نگه داشتم پسرکم نمره 4 از 20 رو گرفته بود البته با ارفاق 4.5 شده بود به محض اینکه خونه رسیدم زنگ زدم به بابایی و دوتایی کلی به نمره سهیل خان خندیدیم .
................
من: سهیل جون من یه همکار دارم که یه پسر داره اسمش محسن ه.
سهیل: مامان محسن بن تن رو میشناسه؟
من: آره عزیزم فکر کنم اونم مثل شما بن تن رو خیلی دوست داره.
سهیل: چه جالب !!! پس من و محسن همدستیم.
من: مامانی همدست یعنی چی؟
سهیل: میدونی چیه مامانی...... شما از تمیزی خونه خوشت میاد و مامانای
دیگه هم تمیزی رو دوست دارن خب به شما مامانا میگن همدست دیگه !!
من:

قربون پسر گلم بشم که همه چی رو با مثال برای مامانش توضیح میده.... مثل
همیشه عاشقتم دوست داشتنی من.
