خیلی وقتها موقع دعا کردن پای خیلی از امامها و معصومها رو وسط میکشم و بهشون التماس می
کنم بیشتر از همه هم به حضرت ابوالفضل خیلی اعتقاد دارم.نمی دونم چرا خیلی دوسش دارم و
براشون احترام خاصی قائلم. راستش خیلی کم یاد حضرت معصومه می افتم و تا حالا یادم نمیاد
چیزی ازش خواسته باشم ولی دیشب یه خوابی دیدم. خواب دیدم رفتم قم و توی حرم حضرت
معصومه هستم . حرم وسط یه برکه بود که دورش رو حصار کشیده بودن و یه جوی آب هم دور
برکه بود.........رفتم و خودم رو نزدیک حصار رسوندم و شروع کردم به گریه و زاری خیلی یادم
نیست چی ازشون می خواستم ولی همش التماسش می کردم.............فکر کنم خیلی زود باید
بر میگشتم ولی اصلا دلم نمی خواست که برگردم. توی بازارچه ی حرم هم همش دنبال نبات
می گشتم می گفتم من باید نبات پیدا کنم و با خودم ببرم.ولی اون رو هم نتونستم پیدا کنم .
همش بهم می گفتن دیر شده باید برگردیم و وقت نداریم. توی خواب خیلی غصه خوردم و توی دلم
همش می گفتم کاش میشد بیشتر میموندم. صبح که از خواب پا شدم دلم خیلی غصه دار بود
همش دلم می خواست یه کاری کنم..........کاش توی ایران بودم و یه سر می رفتم زیارت٬ خیلی
دلم گرفته.
می دونم بعضی هاتون تعطیلات عید رو ممکنه مشهد یا قم یا خیلی جاهای زیارتی که هست برین
از راه دور ازتون التماس دعا دارم..........اگه رفتین ما رو هم دعا کنید

