نویسنده: زهرا - یکشنبه ٢٦ آذر ،۱۳۸٥
چند روز پیش در کمال ناباوری متوجه شدم یه نی نی کوچولو توی یه گوشه از دلم خونه
کرده.............توی این چند روز چیزی نگفتم چون هنوز خودم هم باورم نشده![]()
هنوز
خیلی کوچیکه واقعا به اندازه ی نقطه..............شاید هنوز ۳ میلیمتر هم نبود که تو صفحه ی
مانیتور دیدمش...........![]()
![]()
قربونش بشم من
البته هنوز هیچ کدوم از خونواده هامون خبر ندارن...........باید ۱ هفته ی دیگه صبر کنم و
ببینم رشدش چطور پیش میره...............خدا جونم قربونت بشم من٬ تو این هدیه رو توی
شرایطی بهم دادی که من هیچ امیدی نداشتم .ازت خواستم و تو جوابم رو دادی و ناامیدم
نکردی...........روزی هزاران بار شکرت.......شکرت......شکرت............خدا جونم باز هم توکلم
به خودته.
