هوا اینجا حسابی بهاری شده و شکوفه های گیلاس( ساکورا ) هم باز شدن و منظره ی شهر رو

خیلی قشنگ و دیدنی کردن . اصلا نمی تونم توی خونه بند بشم و هر روز ۱ ساعت میرم بیرون

و توی این هوای بهاری قدم میزنم و با پسریم هم کلی حرف میزنم . حرکتهای گلم هم خیلی به

حالتهای درونی خودم بستگی داره یه وقتهایی که خیلی آرومم  پسرم هم خیلی آرومه و یه

وقتهایی هم خیلی بالا و پایین می کنه ولی وقتی یه کمی ناراحت بشم اون هم دیگه حرکت

نمی کنه . فکر کنم یه گوشه کز می کنه. وقتی به این حالتش فکر می کنم جیگرم کباب میشه

به همین خاطر خیلی سعی می کنم همیشه شاد و  آروم باشم ولی واقعا یه وقتهایی دیگه از

دستم در میره . مثلا چند شب پیش تلویزیون یه برنامه ی مستند نشون میداد که در مورد بچه

هایی بود که وقتی به دنیا اومدن مشکل داشتن و همین که به دنیا اومدن سریع بردنشون توی

اتاق عمل٬ داشتم از غصه می ترکیدم. یکیشون که یه دختر بود سوراخ مقعد و فرج و مهبلش

یکی بود ( با عرض معذرت ) و توی چند مرحله باید جراحی میشد . وقتی اینجور چیزا رو می بینم

از کسایی که دنبال دختر یا پسر بودن بچه هستن خیلی خیلی تعجب می کنم. ایشالله که خدا

به همه بچه های سالم و صالح بده.

یه چیز دیگه........توی برنامه های کودکی که از تلویزیون پخش میشه یه سری برنامه ی

آموزشی دارن که تا حالا چند بار در مورد زایمان برنامه داشته. خیلی راحت به بچه ها میگن که

بچه چطور متولد میشه!!!! چند تاییشون هم موقع زایمان بچه هاشون رو برده بودن توی اتاق

زایمان که از نزدیک شاهد متولد شدن خواهر یا برادر کوچولوشون باشن و توی فاصله ای که مادر

 درد می کشه به مادرشون روحیه بدن و ناف بچه هم به دست بچه ی بزرگ خونه بریده بشه!!!

خیلی خوشم اومد که اینقدر راحت با این موضوع برخورد می کنن.