پسر گلم سلام

خوبی عزیز دلم؟ میدونم تو این هفته مامان خوبی برات نبودم ولی مامان جون بعضی وقتها پیش

 میاد دیگه. تو اصلا به دل نگیر و ناراحت نشو. ولی مثل اینکه توی این مورد به مامانیت کشیدی

چون هر وقت مامانی یه کمی دلخور میشه تو یه گوشه کز می کنی و دیگه تکون نمی خوری!!!!!

عزیزم تو رو خدا این یکی رو همونجا ترکش کن!!!!! 

خب گل مامان دیگه داریم هفته ی بیست و سوم رو هم به امید خدا تموم می کنیم و به

شمارش دوره ی بارداری توی ژاپن از هفته ی بیست و پنجم وارد ماه هفتم میشیم ( دوره ی

 بارداری اینجا ۱۰ ماه و ۱۰ روزه !!! ) تا اینجای کار من ۷ کیلو وزن اضافه کردم و به گفته ی دکترم

زیادی چاق شدم و از این به بعد خیلی باید مواظب باشم آخه از حالا فقط ۳ کیلوی دیگه می تونم

اضافه کنم!! حالا موندم چیکار کنم و چی بخورم که زیادی چاق نشم؟! البته به مقدار زیادی برنج

و نون رو کم کردم و فقط گوشت آب پز یا کباب پز اونم بدون نمک و چربی می خورم و میوه رو هم

 روزی ۲ الی ۳ تا و بیشتر سبزیجات می خورم . خدا کنه بتونم ۴ ماه مونده رو به همین صورت

پیش برم.پیاده روی هم که سعی می کنم زیاد داشته باشم. ولی همش دلم شیرینی می

خواد و با هزار بدبختی خودم رو نگه میدارم . فقط و فقط فکر سلامتی پسر گلم باعث میشه که

 بتونم خودم رو نگه دارم .

دیشب هم توی خواب پسرم رو دیدم...........خیلی دوست داشتنی  و ناز بود . تپل نبود ولی

مثل خونواده ی خودم قدش بلند بود ( آخه بابایی و خونواده شون خیلی بلند قد نیستن ) خلاصه

اینکه خیلی احساس خوبی پیدا کردم البته قبلا هم داشتم ولی با این خوابایی که جدیدا می

بینم قویتر از قبل شده .   ایشالله که این ۴ ماه آخر رو هم به سلامتی پشت سر بذاریم و مشکل

خاصی برامون پیش نیاد.