سلام پسر شیطون و عزیز خودم

جوجه کوچولوی عجولم داری اون تو چی کار می کنی؟ اخه چرا اینقدر خودت رو سفت می

کنی.....عسلکم می بینم تمرین برای بیرون اومدنت رو به طور جدی و فشرده شروع کردی......آخه چرا

گلم؟ چرا اینقدر عجله می کنی ؟ درسته این باباییت معتقده تو حداقل ۲ هفته زود به دنیا میای ولی نمی خواد

 دیگه تو اینقدر به خودت فشار بیاری که حرفش رو اثبات کنی........اگه قرار باشه ۲ هفته هم زودتر بیای

هنوز برای تمرین کردن خییییییلی زوده!!!! اخه این رو من به چه زبونی باید به توی گلم بفهمونم ؟؟ دیروز

به اصرار بابایی  رفتیم توی پارک رو به روی خونه مون هنوز قدم اول رو نذاشته بودم که خودت رو سفت

 کردی و به سمت پایین حرکت کردی!!!! نمی دونم چرا با بیرون رفتن و گشتن من مشکل داری ؟ مثل اینکه

بدت نمیاد مامانی همش تو خونه بمونه و کپک بزنه !!!!  اگه بخوای اینجوری بکنی کلاهمون میره تو

هم..........

تازه گل گلکم مامانی هیچ خریدی نکرده و اگه قرار باشه که یه کمی هم زود بیای هیییییییچی نداری که تنت

بکنی!!!! اون وقت دیگه چاره ای نداریم جز اینکه لباسهای باباییت رو تنت کنیم..چطوره؟!! دوست داری

؟!! 

بابایی هم همش میگه یه کمی بیشتر بخورم که تو یه کمی وزن بگیری بعد اونوقت هر موقعی دلت خواست

تشریف بیار..........ولی باور کن این دنیا هیچی نداره که تو این همه عجله می کنی.... توی این مدتی هم که

فعالیتم کم شده حسابی وزنم رفته بالا..البته  فدای سرت چون بابایی جون قول داده که روزهای تعطیل

مراقب تو باشه که من برم ورزش و خودم رو لاغر کنم !!!!!دیگه حرف دکترای اینجا رو هم نمی تونم برای

اضافه وزن گوش کنم البته چاره ای هم ندارم. 

جوجه کوچولوی خوشگلم با تمام این حرفها من و بابایی خییییلی دوست داریم و برای دیدن روی ماهت لحظه

شماری می کنیم......امیدوارم که همه چی به خوبی و خوشی و سلامتی تموم بشه و تو هم به موقع خودش

 بیای پیشمون..........هزار تا بوووووووووووووس برای جگر گوشه ام .