دوستای خوب و گلم سلام

من الان حدود ۸ روز که اومدم ایران و تا امروز فرصت سر خواروندن نداشتم البته هنوز هم سرم

خیلی شلوغه ٬پسرک نازم هیچ فرصت خالی برام نذاشته هر لحظه یه کار جدید برام درست می

کنه . مهمترین کاری هم که انجام میدم هنوز همون شیر دادنه !!!! از وقتی که اومدیم ایران

شیطنتهاش خیلی بیشتر شده دیگه مثل قبل خوابش عمیق نیست و مرتب از خواب بیدار میشه

البته برای خوابوندنش کلی نیروی کمکی دارم و خیلی خسته نمیشم ٬ از وقتی که برگشتم

پیش خونواده ام هستم و احتمالا این خوش گذرونی تا ۲۰ روز دیگه ادامه داره چون قراره همسر

گرامی ۲۰ روز دیگه بیاد پیشمون و بریم سر خونه زندگیمون٬ از حالا ماتم روزای تنهایی توی یه

شهر دور از خونواده ام رو گرفتم . 

خیلی دلم می خواد از زندگی جدید توی ا ی ر ا ن و مشکلاتش بنویسم ولی ترجیح میدم دیگه

به خیلی چیزا فکر نکنم و به فکر سهیل کوچولوی نازم باشم ٬ فقط اینکه زندگی توی این کشور

خییییییییییییییییییییییلی سخته٬ خیلی عوض شده  !!!!!

ببخشید که نمی تونم خیلی بهتون سر بزنم ولی همیشه به فکر همتون هستم.......یه سری از

وبلاگها هم از اینجا باز نمیشه......نمیدونم چطور می تونم به این وبلاگا سر بزنم

میترا جون خیلی دلم برای خودت و پسر ماهت تنگ شده کاش می تونستم نوشته هات رو

بخونم ولی متاسفانه از اینجا نمی تونم!!!

روی ماه همتون رو می بوسم

فعلا خداحافظ