امروز سهیل عزیزم ۴ ماهش تموم شد باز هم نتونستیم براش ماهگرد بگیریم ٬ بابایی هم رفته چین

و اصلا یادش نمونده که امروز ماهگرد گل پسریشه !!!! خداییش این جدا و از هم دور بودنها خیلی به

ضرر زندگیمون داره تموم میشه و بابایی خیلی بد عادت شده ٬ خیلی نگرانم . (فکر کنم بهتره توی

این پست کمتر به گلایه ها بپردازم) .

 پسر نازم دیگه خوب می تونه از دستاش استفاده کنه و وسایل رو با دستاش بگیره امروز یعنی ۴ آذر

هم براش دندونگیر گرفتم و ماشالله خودش دستش می گیره و به دندون می کشه ٬ طفلکی دندوناش

خیلی اذیتش می کنن خدا کنه زودتر دربیان و کمتر اذیتش کنه .

واکسن ۴ ماهگیش رو هم امروز زد و خدا رو شکر خیلی اذیت نشد.

گل پسرکم یه کمی بغلی شده و وقتی توی بغلمون باشه و نشسته باشیم مدام خودش رو سیخ می

 کنه و ازمون می خواد که راش ببریم . یه وقتایی هم دوست داره روی پای خودش بذاریم و کمکش

کنیم که راه بره ولی دکتر گفته که اصلا برای کمرش خوب نیست ولی اگه از پسرکم باشه می خواد

همش خودش راه بره ٬ ما که به حرفش گوش نمی کنیم . خیلی عجوله دقیقا مثل زود به دنیا

اومدنش همه کار رو دوست داره زود یاد بگیره!!!!!! موندم اگه بریم خونه ی خودمون چیکار کنم که هم

به کارای خونه برسم هم به یه پسر شیطون و بازیگوش . منم که تنبببببببل و باباییش هم که ماشالله

خوش خواب !!!!! اصلا به بابایی و کمکش دلخوش نیستم ( باز هم گلایه از بابایی ٬ یه جورایی دلم

پره......مفصل باید توی یه پست جداگانه درددل کنم وگرنه می ترکم !!!)

دیگه شستن پسر نازم توی دستشویی خیلی سخت شده و موقع شستن پاهاش سیخه و اصلا

 اجازه نمیده خوب بشورمش هر کاری هم کی کنم کمرش رو خم نمی کنه !!!! بعضی وقتها هم با

پاهاش می کوبه به شیر آب و حسابی خیسم می کنه!! اونروز هر کاری کردم که قهقه بزنه نزد که نزد

ولی تا مامانم رو می بینه و چنان براش می خنده که شک می کنم به مادر بودن خودم !!! تا حالا فقط

برای مامانم قهقه زده . بابام هم یه جورایی به مامانم حسادت می کنه چون سهیل به بابام خیلی

جدی نگاه می کنه و هر از گاهی براش یه لبخند میزنه .

وزن سهیل در ۴ ماهگی :‌ ۸۷۰۰

قد : ۷۰

دور سر : ۵/۴۲

TinyPic image

TinyPic image

TinyPic image

خواب ناز بعد از حموم

TinyPic image