نویسنده: زهرا - شنبه ۱٠ آذر ،۱۳۸٦
سلام
قرار بود که این هفته خونه ی خودمون پیش بابایی باشیم ولی مثل اینکه به رفتنمون چله افتاده
و من و سهیل هنوز خونه ی از بابایی دوریم البته بابایی خیلی بهش بد نمی گذره !!!! سهیل
عزیز و گلم هم پنج شنبه ۸ آذر وقتی ۴ ماه و ۳ روزش بود شیشه ی شیرش رو خودش با اون
دستای کوچولوش گرفت و شیرش رو خورد( یه وقتایی که بیرون میرم شیر خودم رو توی شیشه
م ی د و ش م )دیگه هر چی دستش میاد میزاره توی دهنش و حسابی آب دهنیش می کنه .
الان هم توی بغلم نشسته و مشغول گوش دادن به موسیقی مورد علاقه اش یه وقتایی هم نق
میزنه که بلندش کنم .
اگه تا هفته ی بعد سر و کله ام پیداش نشد بدونید که رفتم پیش بابایی
