سلام به روی ماه همتون

ما ۲۲ آذر اومدیم سر خونه و زندگیمون............چند روز اول خیلی سخت بود ٬ گل پسرم هم

 خیلی سخت به زندگی جدیدش عادت کرد و اوایل یه کمی بی تابی می کرد ولی خدا رو شکر

الان بهتر شده البته ناگفته نمونه مامانم این وضعمون رو که دید بازم ۱ هفته ایی اومد پیشمون

که هم من به کارام برسم هم سهیل خیلی اذیت نشه.........خونه هنوز کامل نشده ولی سعی

می کنم به خاطر سهیل خیلی سخت نگیرم . فکر کنم اینجوری که پیش میره یه چند ماهی تا

مرتب شدن کامل خونه طول بکشه که ان هم فدای سر گل پسرم !!!!! 

سهیل عزیزم هم ۴ دیماه وارد ششمین ماه زندگیش شد.........۵ ماه در کنار فرشته کوچولوم

خیلی لذت بخش و شیرین بود.........گل پسری که با اومدنش زندگی رو برام یه جور دیگه

کرده............ حاضرم به خاطرش بدترین شرایط رو تحمل کنم!!!! خیلی دوسش دارم ٬هر روز هم

 که میگذره بیشتر عاشقش میشم........ فرشته کوچولوی مامان توی این چند وقت کلی کارای

جدید یاد گرفته..........خیلی راحت همه چی رو با دستای کوچولوش بر میداره و سریع میذاره

 توی دهنش دندونای کوچولوش هم کم کم داره میزنه بیرون ولی خییییییلی اذیتش کرد حدود ۲

ماه درد کشید الان هم که خیلی بیشتر اذیت می کشه ٬ لثه هاش خیلی سخته و به سختی

دارن به دندونا راه میدن که بیان بالا !!!!! سهیل توی ۵ ماه و ۵ روزگیش غلت زدنش رو کامل کنه

 اول روی شکمش چرخید بلافاصله به حات اولش برگشت البته خیلی دوست نداره روی شکم

بخوابه.............توی ۵ ما و ۷ روزگیش ٬ بعد از ۲ روز تلاش شست پاش رو به دهنش

رسوند.......موقع خوردن شست پاهاش کلی ملچ و ملوچ راه میندازه که انگار خوشمزه ترین

غذای دنیا رو داره می خوره. وقتی صورتش رو به صورتم می چسبونم ٬ دهنش رو باز می کنه و

 شروع می کنه به گاز گرفتن گونه هام می دونم که به خاطر دندون درآوردنشه ولی من

احساس می کنم ابراز علاقه می کنه و یه جورایی داره بوسم می کنه.........خیلی این کارش رو

 دوست دارم یه وقتایی برای گرفتن انرژی عمدا صورتم رو می چسبونم به لبای خوشگلش که

بوسم کنه. 

عزیز دلم برای هر خواسته اش یه صدای مخصوص داره.........خیلی راحت میشه فهمید که چی می

خواد............موقع خواب هم خودش برای خودش آواز می خونه تا خوابش ببره. ساعت خوابش هم

متغیره و هیچ وقت سر یه ساعت خاصی نمی خوابه............مهمون هم که داشته باشیم تا آخرش پا

به پای ما میشینه پیش مهمونا از بس بچم اجتماعی و مهمون دوسته !!!!!  این ماه هم خیلی به وزن

و قدش اضافه نشده فکر کنم اصلا تغییر نکرده

*******************************************************************

  

امروز هم روز تولد خودمه............وارد ۲۶ سالگی شدم.............یه جورایی دلم خیلی گرفته و از

 یه چیزایی خیلی خیلی ناراحتم ولی نمی تونم خیلی راحت اینجا بنویسم.........خیلی دلم

می خواد زندگیم روال عادی خودش رو پیدا کنه ولی دیگه نمی دونم چه کاری باید بکنم.........به

خاطر سهیل گلم دارم تمام تلاشم رو میکنم که همه چی درست بشه ولی نمی دونم

چرا مشکل رفع نمیشه!؟ فکر کنم یه کمی صبر و گذر زمان لازمه........خدا کنه که خیلی زود این

 روزا بگذره و زندگیم مثل قبل شیرین بشه............   

عذر خواهی.........ببخشید که نتونستم بهتون سر بزنم . تا چند روز پیش اینترنت نداشتیم

جواب سوال.....هنا جون خیلی شرمنده ام که زودتر نتونستم جوابت رو بدم.........برای

شناسنامه و پاسپورت باید مدارک رو ببرین توکیو ٬ فکر می کنم مدارک لازم رو می تونی از

سایت سفارتخانه بگیری..........