ممنون از لطف و دلداریهای همتون.............من خدا رو شکر خوبم
شمسی خانم عزیز قربونت بشم من............خیلی خوبی
راستش دیروز حدود ساعت ۱ بعد از ظهر متوجه شدم که داره همون مشکل پارسال برام پیش میاد سعی کردم به خودم مسلط باشم. سریع به همسرم خبر دادم و به دکتر هم زنگ زدم و نوبت گرفتم . همسرم اومد دنبالم و رفتیم مطب دکتر. اینجا هر بار که برای چک میری حتما سایز نطفه رو اندازه می گیرن و احتیاجی نیست که سونوگرافی جداگانه انجام بشه خلاصه سایز نطفه خوب بود و نسبت به هفته ی پیش بزرگتر شده بود و البته هنوز مشکلم ادامه داشت ولی به قول دکتر احتمال خونریزی هنگام بارداری وجود داره. ازش خواستم که قلب نطف رو چک کنه و ببینه تشکیل شده یا نه؟ ولی مثل اینکه هنوز از قلبش خبری نبود. به هر حال بهم استراحت داده البته نه به اون معنی که فقط دراز کش بخوابم و از جام تکون نخورم .به قول دکتر فقط کارهای سخت نباید بکنم و انجام کارهای روزانه مثل پخت و پز و ....مشکلی نیست. کلی از دکترم در مورد دلیلش پرس و جو کردم٬ به قول ایشون سقط های ۳ ماه اول بارداری مربوط میشه به مشکل ژنتیکی خود جنین و تا ۲ بار سقط ممکنه برای هر کسی پیش بیاد و نمیشه اسم بیماری روش گذاشت. ولی اگه از ۲ بار بالاتر بشه کروموزومهای زن و شوهر باید بررسی بشه که در بعضی موارد زن و شوهر هم ممکنه هیچ مشکلی نداشته باشن. به هر حال اینها رو نوشتم چون تا قبل از بارداری از اینجور سوالها برای خودم خیلی پیش می اومد ولی از کسی نمی پرسیدم!!!!
فقط یه سوال ازتون دارم البته میخوام مشورت کنم ممنون میشم کمکم کنید
بار اولی که باردار شدم به اصرار بابای خودم بود و از همون اول بارداریم در جریان همه چی بودن و بعد از سقط دیگه اون آتیششون خاموش شد و حتی یک بار در مورد بچه ازم نپرسیدن. الان هم مادر شوهرم خیلی اصرار داره و از موضوع قبلی هیچ کدوم از خونواده ی همسرم خبر ندارن٬ نمی دونم چرا زده به سرم که بهشون بگم ٬ نظرتون چیه؟ شما باشید چکار می کنید؟
البته باید بگم این بار بارداریم فقط و فقط به اصرار خودم بوده و یه چیز دیگه اینکه مادر شوهر من خیلی فهمیده ست . رابطه مون هم خوبه و کاری به کارم نداره.
دوست داشتم از همسرم هم بگم ولی خیلی نمی تونم پای کامپیوتر بشینم
باز هم از همتون التماس دعا دارم.........برای همه دعا کنید
