سلام
من اومدم با کلی حرف نگفته
اول از همه باید به خاطر دلهای مهربون و پاکتون ازتون تشکر کنم توی این مدت حرفهاتون
خیلی بهم آرامش میداد.....................واقعا ممنونم(می خواستم کلی آیکن بوس و قلب
بذارم ولی صفحه ی آیکنها باز نشد)
توی این مدت به وبلاگ همتون سر زدم ولی یه کمی توی کامنت گذاشتن تنبلیم می اومد
به هر حال از همتون عذر میخوام.
خب حالا دیگه نوبت خودم ه.............خدا رو هزار هزار هزار مرتبه شکر همه چی خوبه و نی
نی ناز ما هم داره رشد خودش رو می کنه. امروز با همسر گلم رفتیم دکتر خدا رو شکر
نی نی گولو حرکت می کرد و به گفته ی دکتر همه چیز تا اینجا خوب و نرماله ولی باز هم
نباید کار سخت بکنم. توی این چند روز همسرم از جون و دل برام مایه گذاشته اجازه نمیده
یه استکان کوچولو هم جابجا کنم . صبحها ناهارم رو آماده می کنه و تمام ظرفهای نشسته
رو میشوره و خونه رو تر تمیز می کنه و بعدش میره دانشگاه و شب هم نرسیده پای
ظرفشویی و گازه.کلی خسته میشه گلم ولی یه ذره هم به روی خودش نمیاره قربونش
بشم که اینقدر دلش مهربونه....................
ویار من هم از هفته ی پنجم شروع شد البته خیلی سخت نیست . فقط نباید بذارم معده ام
خالی بمونه چون اسیدش اینقدر زیاد میشه که دیگه نمی تونم چیزی بخورم. از بعضی چیزا
خوشم نمیاد و هر از گاهی هوسهایی میزنه به سرم که خودم هم تعجب می کنم. مثلا
دیروز آبگوشت دلم میخواست با سبزی خوردن و نون سنگک ولی هیچ کدوم از اینا اینجا پیدا
نمیشن و من باید سر معده ام کلاه بذارم!!!!!! ولی همش انار دلم میخواست و همسرم با
وجود اینکه اینجا به ندرت پیدا میشه ولی چندتایی برام گیر آورد. فعلا هم اصلا از غذاهای
ژاپنی خوشم نمیاد و فقط هوس غذاهای ایرونی میکنم.اصلا نمی تونم چیز شیرین بخورم
فقط دوست دارم ترشیجات بخورم که همین هم باعث میشه اسید معده ام خیلی بیشتر
بشه البته کاریش هم نمیشه کرد چون غذا فقط به همراه چیزای ترش از گلوم پایین
میره. اخلاصه اینکه حالت تهوع فعلا ندارم و تمام ویارم به وضعیت معده ام بستگی داره.دل
درد و کمر دردم هم خیلی کم شده و اکثر وقتها اصلا دردی ندارم.
باز هم از دعاهای خیر همتون ممنونم و از خدای خوبم میخوام به هرکس چیزی رو بده که براش خیر و برکت داره.
