خیلی وقته که نتونستم پای کامپیوتر بشینم و کارای جدید سهیل رو ثبت کنم دلیلش

 هم کارزیاد و مریضی خودم بوده . ۱۰ روزی سر کار رفتم ولی اونقدر خسته میشدم که

 دیگه رمق رسیدگی به سهیل و نداشتم . چند روزی توی مهد گذاشتمش ولی طفل

 معصوم اونقدر اذیت میشد که وقتی بر میگشتیم خونه چند ساعت پشت سر هم فقط

 می خوابید بعضی روزا هم ازخستگی زیاد خوابش نمی برد و فقط بهونه می گرفت

بعدش دیگه مهد نبردمش و براش پرستار گرفتم که خیلی بهتر بود ولی متاسفانه

پسرکم خیلی به شیر وابسته بود و به غیر از شیر خودم چیزی نمی خورد ٬ منم از بس

 خسته میشدم که شیرم تقریبا خشک شده بود هر کاری می کردم نمی تونستم برای

 چند ساعتی که پیشش نیستم شیر ب د و ش م . به همین خاطر ترجیح دادم امسال

 رو هم پیش سهیل بمونم تا ایشالله سال بعد کم کم کارم رو شروع کنم.


پسر گلم دندون سومش رو توی ۶ ماه و ۳ هفتگی درآورد الانم منتظر بیرون اومدن

دندون چهارمش هستیم این دندون درآوردن خیلی اذیتش می کنه طوری که غذای

 کمکی رو اصلا نمی خوره هر چی براش سوپ و فرنی درست می کنم بدون اینکه لب

بزنه دور می ریزم فقط سیب و موز رو خوب می خوره البته فقط به صورت

خام........خیلی شیطون و پر تحرک شده دوست داره همه چی رو دست بزنه تا سفره

باز میشه خودش رو پرت می کنه تو سفره و همه چی رو به هم میریزه..........غلط

زدناش خیلی ماهرانه شده ٬ با اسفاده از پا و سرش خودشو جلو میبره البته از نوع

دنده عقب اونم وقتی که پشتش رو زمینه........وقتی تو بغل فقط دست و پا میزنه و این

ور و اون ور میشه اصلا نمیشه چند لحظه آروم ببینیش.........یه کوچولو یه وقتایی بدون

 کمک خودش میشینه ولی خیلی زود خسته میشهتا وقتی که جلوی چشماشم

 خیلی اذیت نمی کنه ولی تا میرم تو آشپزخونه یا هر جای دیگه سریع شروع می کنه

 به نق زدن اصلا اجازه نمیده به هیچ کار بریم...........غذاهامم یا نپخته ست یا

شفته!!!!!خونه هم که قربونش بشم همیشه به هم ریخته خودم هم که داغون و

 خسته یه وقتایی وقتی فکر می کنم اگه سهیل بچه ی خرابکار و بی ادب و شلوغ بشه

 من چه خاکی باید رو سرم بریزم این موضوع خیلی برام مهمه ولی نمی دونم چرا

وقتی بعضی از رفتارا از بعضیها رو که میبینم بیشتر می ترسم............فقط خدا خودش

 کمکم کنه که بتونم خوب تربیتش کنم که از هر چیزی برام مهمتره.