نویسنده: زهرا - شنبه ۱٠ فروردین ،۱۳۸٧
سهیل گلم ۴ فروردین هشت ماهگیش رو تموم کرد.....ماهگرد هشت ماهگیش رو با عمه
ها و عموها و عزیز کنار دریای خزر جشن گرفتیم این اولین سفر عسلکم به همراه خونواده ی باباییش بود ٬ تا می تونست سنگ تموم گذاشت و با اخلاق خوبش سفر رو برای همه شیرین و خوشمزه تر کرد جاده ها خیلی شلوغ بود و خیلی وقتها هم از دست گرما هممون خیلی کلافه میشیدیم ولی فرشته کوچولوی مامان اصلا خم به ابرو نمی آورد و صبورانه همه رو خجالت زده می کرد . قربونت بشم مادر که این همه گلی....واقعا نمی دونم این اخلاقای خوبش رو از کی به ارث برده !!!! خدا کنه همیشه همیجوری مهربون و صبور بمونی عزیز دلم .سهیل اولین عیدش رو خونه ی خودمون کنار مامان و بابا و خاله ها و دایی و آقاجون و مامانیش بود . خداییش اولینها خیلی خوب تو ذهن می مونه که البته فکر کنم هنوز برای ماندگاریش تو ذهن گل پسرم خیلی زود باشه ولی به من که خیلی خوش گذشت.
بابایی بعد از برگشت از شمال برگشت خونه ی خودمون و من و سهیل تا آخر تعطیلات تهران می مونیم . پنجمین دندون فرشته کوچولوی ما هم توی ۸ ماه و ۴ روزگیش دراومد . دس دسی کردن رو هم یاد گرفته ٬ خیلی مشتاق راه رفتنه ولی هنوز چهار دست و پا راه نمیره . براش روروئک نخریدم چون شنیده بودم که روروئک بچه رو تنبل می کنه ولی وقتی این همه اشتیاق رو برای راه رفتن می بینم دلم می خواد براش بخرم . غذا خوردنش هم بد نیست و میوه رو بهتر از غذا می خوره عاشق چیزای شیرینه.......از نون و سنگک هم سیر نمیشه......ماست رو به تنهایی دوست نداره ولی وقتی با مربا یا شیره ی انگور قاطی می کنه تا تهش می خوره.......به مامانم علاقه ی خاصی داره و بیشتر از هر کسی هم براش می خنده ولی جدیدا به من و باباش هم خیلی وابسته شده همینکه مارو می بینه شروع می کنه به گریه کردن . عاشق بازی کردنه اگه ۲ ساعت پشت سر هم باهاش بازی کنیم اصلا خسته نمیشه همینکه یه کمی روی زمین میذاریمش شروع می کنه به داد و بیداد کردن.........یه وقتایی وقتی می بینه کسی باهاش بازی نمی کنه شروع می کنه با صدای بلند آواز خوندن خیلی وقتا هم تبدیل میشه به داد کشیدن !!!! فکر می کنم بچه ی شیطونی بشه این گل پسر ما . پ.ن : از طرف خودم و سهیل عزیزم فرا رسدن نوروز باستانی و بهار طبیعت رو تبریک میگم امیدوارم که سال خوب و پر برکتی برای خودتون و کوچولوهای نازتون و خونواده های مهربونتون باشه تو خونه ی خودمون به ندرت وقت می کنم که پای کامپیوتر بشینم الان هم از اینکه کارای جدید سهیل رو فراموش نکنم تونستم یه وقت کوچولو به نوشتن اختصاص بدم........طبق معمول هم شرمنده ی همتون هستم که نتونستم براتون کامنت بذارم ولی به خونه ی دوست داشتنی خیلیهاتون سر زدم .
